سلطان محمد مطربي سمرقندي
153
تذكرة الشعراء ( فارسي )
[ « 6 » ] [ بهادر سلطان ] [ مق 988 ق / 1580 م ] ذكر جليل و وصف جميل بهادر سلطان بن سلطان سعيد خان . پادشاهزادهاى بود خرد « 1 » سال و طالب فضل و كمال و عجايب صاحب حسن و جمال ، گويا رويش از مصحف خوبى آيتى بود و قصهء يوسف از خوبى رويش كنايتى . مطلع : اى روضهء بهشت ، ز كويت كنايتى * شرح جمال حور ز رويت روايتى خط خدّش ، بر اوج خوبى ، رقم ردّ بر آفتاب كشيده و سرو قدّش ، در بوستان نكويى ، به سرحدّ اعتدال رسيده . لمؤلفه : بتان كه بر رخ گل خط ، ز مشك ناب كشند * ز خطّ خود ، رقم ردّ ، بر آفتاب كشند زلفين دلاويز داشت و سنان مژگان ، چون خنجر غمزگان تيز : مطلع : ماه من هرچه ز اسباب جمال است تو را * همه بر وجه كمال است ، كما لا يخفى هنوز اين فقير ، به وادى گفتن اشعار ، نيامده بود و از فنّ شعر ، چيزى نخوانده ، روزى فرمود كه : اين مطلع را من گفتهام :
--> ( 6 ) . بهادر سلطان بن سلطان سعيد خان بن ابو سعيد خان بن كوجم خان كه پدر وى سلطان سعيد در سال 964 ق / 1556 م ، به اتفاق عبد الله خان بن اسكندر خان ازبك با سپاهى فراوان متوجه سمرقند شدند و آن ديار را تسخير نموده و مردم آنجا را قتلعام كردند و سلطان سعيد حاكم سمرقند شد و گويا در جنگى كه ميان سلطان سعيد خان و عبد الله خان ازبك روى داد ، كشته شد . نك : تاريخ منتظم ناصرى ، 2 / 831 به بعد ، عرفات العاشقين ، برگ 1107 و قس : تاريخ نظم و نثر در ايران ، 1 / 586 ؛ اكبرنامه ، 1 / 194 و 574 تعليقات ؛ مآثر الامراء ، 1 / 393 ؛ تاريخ افغانستان در عصر گوركانى هند ، ص 83 . ( 1 ) . در نسخهء استنساخ شده : ( خورد ) .